نگاهي به قباله نويسی در ايران

قباله از واژه هایی است که میان مردم رواج کامل دارد و منظور از آن سند مالکیت یا عقدنامه ازدواج است و اصولاآنچه اداره ثبت طبق ماده 22 قانون ثبت پس از اتمام تشریفات ثبتی و ثبت در دفتر املاک به دست مالک یا ذی نفع می دهد، قباله نام دارد.

نگاهي به  قباله نويسی در ايران

قباله در لغت به معنای پذیرفتن، کارسازی، عملی کردن و مکتوبی است که در آن چیزی را که انسان به آن ملتزم می گردد ـ از کار و عمل یا دین و مانند آن ـ می نویسند. نیز چون کسی چیزی را به طور مقاطعه بپذیرد و نوشته ای بر آن اساس نوشته شود، نوشته موصوف را قباله می گویند. قباله یک کلمه ماخوذ از عربی است و در آن نام فروشنده و خریدار، خصوصیات آن چیزی که خرید و فروش شده و مبلغ ادا شده و شرایط معامله و جزو آن را می نویسند، مانند قباله ملک و قباله زناشویی و قباله نویس شخصی است که قباله و عقدنامه را می نویسد.

جمع قباله را قبالجات می نویسند که غلط رایج است و باید قباله ها یا قبالات نوشت. علاوه بر این قراردادی که به موجب آن عضو یک منطقه مالیات دهنده عهده دار پرداخت مبلغ مقطوعی مالیات می شده که خودش شخصا از مودیان وصول می کرده در اصطلاح قباله نامیده می شود. واژه قباله در ادبیات ایران پس از اسلام، به همین معنا به کار رفته است:تمدن ایران پیش از اسلام، در گستره وسیعی از سرزمین های کنونی خاورمیانه و شبه قاره هند و آسیای مرکزی و قفقاز رواج داشته است. در این تمدن برای انجام دادن معاملات و ایفای تعهدات، اسنادی نوشته می شده که به سبب گذشت روزگار و علل تاریخی و حملات کشور گشایان به ایران امروزه فقط تعداد اندکی از آنها برجای مانده است.

قدیم ترین پیشینه از قباله و قباله نویسی که فعلادر دسترس است، قانون معروف حمورابی مربوط به قرن بیستم قبل از میلاد است که در ماده 44 و 60 آن درباره نحوه نوشتن قرارداد اجاره و مدت و مبلغ اجاره مقرراتی وضع شده است. طبق ماده 120 این قانون در ودیعه گذاردن طلاو نقره یا هر شی ء دیگر، کتبی بودن قرارداد اجباری بوده و براساس ماده 127 عقد ازدواج بایست با حضور گواهان و به صورت مکتوب انجام می شده است.

گفته شده که قانون حمورابی دارای 282 ماده بوده که اصل کتیبه آن توسط «دومورگان»، باستان شناس فرانسوی در سال 1901 م. در شوش ایران کشف و بعد به موزه پاریس منتقل شده است. بعد از قانون حمورابی در مجموعه قوانین آشور مربوط به قرن 12 و 13 ق. م. که از کتابخانه آشوربانیبال به دست آمده و به صورت کتیبه های آجری است، مقرراتی درباره تنظیم قباله ها و تعهدات موجود است. از زمان حکومت بابل که در 538 ق. م. منقرض شده است، کتیبه ای سنگی به دست آمده که موضوع آن خرید بت و بر بیست و پنج هزار قطعه خشت است و طبق آن فروشنده متعهد شده که آن را در سَرِکار تحویل دهد.

نگاهي به  قباله نويسی در ايران - دولت بابل به دست کورش هخامنشی سقوط کرد. خوشبختانه در سال 1933 و 1934 م. در حدود سی هزار لوحه گلی در حفاری های تخت جمشید مربوط به هخامنشیان به دست آمد که تقریبا شش هزار لوحه آنها سالم مانده است؛ زیرا به هنگام آتش زدن تخت جمشید توسط اسکندر مقدونی این شش هزار لوحه گلی پخته شده و سالم باقی مانده است و تاکنون حدود دو هزار لوحه از آن خوانده و منتشر شده که به زبان عیلامی و به خط میخی است. از میان این خشت های پخته، کتیبه هایی حاکی از اجاره املاک شاهی به دست آمده که یکی از آنها متعلق است به سال 503 ق. م. و به مستاجری مربوط است به نام «خومنکه» که مقداری جو دریافت کرده و تعهد سپرده مدتی بعد همان جنس را به علاوه مقداری جو اضافه تحویل دهد. همچنین بعضی از مکاتبات سلطنتی با ساتراپ ها (نمایندگان شاه در کشورهای تابعه) حاوی نمونه هایی از عقدنامه ازدواج است. آنچه از مطالب تاریخی و کتیبه ها استنباط می شود حاکی از آن است که در زمان هخامنشی ها نوشتن اسناد و قباله ها به عهده مُغان (روحانیان) بوده و گویا یک مقام رسمی رییس تشریفات دربار یا خزانه داری با زدن مهری برجسته روی الواح گلی که روی آن نوشته ای به زبان فارسی باستان یا عیلامی یا اکدی بوده آنها را رسمیت می داده است. جالب است که نام بیشتر قباله نویس ها ایرانی است، ولی باید گفت که منشی های ایرانی از مستخدمان عیلامی استفاده می کرده اند. از سوی دیگر بعضی اسناد را هم بر پوست می نوشتند، به ویژه اسنادی را که باید به جاهای دور دست فرستاده می شدند. این اسناد و قباله ها به زبان های آرامی، عیلامی، اَکَدی و فارسی باستان نوشته می شده که از زبان های رایج در کشورهای تابعه پادشاهان هخامنشی بوده اند.

از زمان اشکانیان خوشبختانه چند نمونه قباله باقی مانده است، از جمله در شهر دورا اروپوس (Dura Orupous) که در ساحل علیای رود فرات در خاک فعلی سوریه قرار داشته، در کنیسه یهودیان (سیناگوگ) و در قریه اورامان کردستان. یکی از این قباله ها که بر روی چرم نوشته شده در واقع یک اجیرنامه است و در حضور فرمانده پادگان نوشته شده، مربوط است به مردی از دهکده ای به نام پالیگا یا فالیگا (Paliga / Phaliga) به نام «مانوس» که به رییس قلعه آرکاپت (Arkapat) مدیون بوده و ضمن گرو گذاشتن اموال شخصی خود متعهد شده تا بدهی اش تمام نشده در نزد بستانکار خدمت کند. این سند توسط خاورشناس آلمانی؛ گایگر (Geiger) ترجمه و منتشر شده است. این سند چنین شروع می شود: «در زمان حکومت... به سال 368 سال شماری حکومتی و 432 سال شماری سلوکی روز 26 ماه وائیسموس... مدت یک سال.... بستانکار.... بدهکار...». این سند به حسب سال میلادی 121 و 122 است. این سند را چندین نفر به عنوان گواه امضا کرده اند و سند در دو نسخه بوده است: نسخه اول به نام نسخه (مستند) که در ید بستانکار بوده و نسخه دیگر به نام متحدالمضمون که آن را مانند طومار لوله کرده و لاک و مهر زده، برای روز مبادا، اگر اختلافی حاصل شود، نگهداری کرده اند. در اورامان نیز سه قباله به دست آمده که در نزد ماموری به نام «استاتم» نوشته شده است. قباله اول و دوم چرمی اورامان مربوط به فروش دو قطعه تاکستان است و بر پوست آهو نوشته شده و اینک در موزه بریتانیا محفوظ است. این دو سند به زبان و خط یونانی است و هر دو تاریخ سلوکی دارند، یکی مربوط به سال های 88ـ 77 قبل از میلاد و دیگری مربوط به تاریخ 22 ـ 21 قبل از میلاد که در پشت یکی از آنها چند کلمه نیز به زبان و خط پارتی نوشته شده که خلاصه متن یونانی است و احتمالاتاریخ نگارش متن پارتی نسبت به متن یونانی جدیدتر است. قباله سوم به زبان و خط پارتی است و تاریخ اشکانی دارد و احتمالامربوط به سال 52 یا 53 بعد از میلاد است. خط پارتی این قباله به خط سفالینه های مکشوف در شهر نسا، پایتخت اشکانیان شباهت دارد. تاکستان مورد معامله در روستایی به نام کپانیس (Copanis)واقع بوده است.

همان طور که از قباله های اورامان آشکار می شود معاملات حقوقی مردم در زمان اشکانیان به زبان یونانی هم نوشته می شده است.

در حفریات شهر نسا که در نزدیکی عشق آباد (اشک آباد) قرار داشته است ، اسناد سفالینه بسیاری در قلعه عظیم مهرداد گرت که ظاهرا محل اقامت ساتراب محلی نیز بوده به دست آمده و تاکنون فقط بخشی از آنها منتشر شده است.

از جمله اسنادی که در آنجا به دست آمده و با مرکب سیاه بر روی سفال نوشته شده وقف نامه تاکستانی است برای خیرات، توسط یکی از حکام اشکانی. این اسناد سفالی بیش از دو هزار قطعه بوده و محققان می گویند که بیشتر آنها، متن های ثبتی هستند. زبان این اسناد، پارتی و تاریخ آنها از 100 ق. م. تا 13 ق. م. است.

بیشتر اسناد مکشوف راجع به زمان اشکانیان درباره پیمان ها و فروش و واگذاری اراضی شاهی به صورت تیول، اسناد وام بهره دار یا اجاره زمین های دولتی، سلطنتی و روستایی است. امضای این اسناد به دو روش صورت گرفته است: یکی روش کهن بابلی که متعاملین و گواهان بر لوح های گلی مهر برجسته خود را می زدند و دیگر اینکه اسناد بر چرم های طومار مانند نوشته می شد وآن را گل اندود می کردند و متعاملین مهر خود را بر آن می زدند. در زمان هخامنشی ها گاهی اسناد و قباله ها به خط میخی بر لوح های گلی، و به زبان ایلامی یا آرامی نوشته می شد و مهر صاحبان سند یا ماموران را بر لوح دیگری از گل می زدند و با ریسمانی به رونوشت اسناد متصل می کردند. اسناد را در بایگانی نگاهداری می کردند.

گاهی رستینه یا مُهر شاهی در دست شخص خاصی از گماشتگان شاه بود. شخص مهردار از امتیاز خاص بهره مند بود و به آن افتخار می کرد. روی مهرها نشان های خدایان، جانوران و اشخاص نقر می شد. مهرهای بسیاری به نام اشخاص و موبدان و سایر مقامات دینی کشوری به دست آمده که برای امضای اسناد و قباله ها به کار می رفته است. از این قباله ها برخی درباره رهن گذاشتن برده ها یا بیع قطعی برده ها بوده است.

از زمان ساسانیان اطلاعات بیشتری درباره قباله و قباله نویسی باقی مانده است. از جمله کتاب هایی که به ما اطلاعاتی در این باره می دهد، کتاب دادستان دینیک نوشته شخصی به نام منوچهر از موبدان زرتشتی است که از کتب دینی زرتشتی و شامل احکام عملی بوده است و در پایان آن پرسش های شخصی به نام مهر خورشید پسر آذرماه و بهدینان (زرتشتیان) دیگر آمده. پرسش شماره 51 درباره دبه کردن در معاملات و پرسش 52 درباره حکم انجام دادن معامله با غیر زرتشتیان است. گرچه این کتاب مربوط به قرون اولیه اسلامی به زبان و خط پهلوی ساسانی است (فارسی میانه) ولی مندرجات آن مربوط به زمان دولت ساسانیان است. از ترجمه فارسی این کتاب اطلاعی در دست نیست. در زمان انوشیروان ساسانی نیز قباله ها و اسناد نزد قضات تنظیم می شده است.

نگاهي به  قباله نويسی در ايران - میان کتیبه های ساسانی در تنگِ خشک در نزدیکی سیوند فارس بر تخت سنگ بزرگی به طول 4 متر، عرض 3 متر و ضخامت 80 سانتی متر 3 کتیبه به خط پهلوی (فارسی میانه) موجود است. کتیبه اول در گوشه شمالی تخته سنگ حک شده و دارای 7 سطر است و ظاهرا وقف نامه یا هبه نامه ملکی است مشتمل بر قنات و باغ و بوستان و درختان آن و خانه ای از شخصی به نام فرّخ مرد. کتیبه دوم در شمال غربی تخته سنگ قرار داد و حاوی 18 سطر است که بسیار آسیب دیده و فقط 3 سطر اول آن قابل خواندن است و مضمون آن مانند کتیبه اول است. کتیبه سوم خوانا نیست.
همچنین در مقصود آباد در جلگه مرودشت بر صخره ای از کوه رحمت دو کتیبه به خط پهلوی (فارسی میانه) کشف شده است که اولی دارای 8 سطر و مضمون آن گویای تعلق ملکی است به نام دستگرد به یک شخص. کتیبه دوم نیز 8 سطر دارد و قباله چاهی است که به همان شخص تعلق دارد.

در کتاب متون پهلوی، نمونه ای از عقدنامه ازدواج (قباله زناشویی) درج شده است. گرچه این عقدنامه در تاریخ 627 یزدگری و 1278 میلادی و 677 هجری قمری به خط پهلوی (فارسی میانه) نوشته شده، اما نمایانگر سنت عهد ساسانی است و از نظر دربرداشتن اصطلاحات درخور توجه است.

آخرین قباله ای که مربوط به دوره پایانی حکومت ساسانیان و آغاز دوران اسلامی است در میان خرابه دژی در کوه مغ در شمال تاجیکستان به سال 1933 م. به دست آمده است. 74 فقره سند متعلق به دیو آشیتج (706 ـ 722 م.) آخرین فرمانروای سغدی کشف شده است. وی به دنبال حمله اعراب به قلمرو فرمانروایی خود، به آن دژ کوهستانی پناهنده شده. این اسناد روی چرم و کاغذ و پوست نوشته شده و مشتمل است بر نامه های اداری، اسناد مالی، یادداشت ها و دستورهای اداری و یک قباله ازدواج. به قول کریستنسن، تنظیم اسناد مالکیت و قباله های ازدواج به عهده مغان بوده است.

در خاتمه بد نیست بدانیم که تولستو (S. Tolostov)، محقق و باستان شناس، یکصد و چهل پاره سند چرمی و چوبی به خط خوارزمی یافته است که بر چرم نگاشته اند یا با حروف مجزا بوده که بر چوب نوشته اند. از انتشار متن و ترجمه این اسناد اطلاعی در دست نیست و شاید در میان آنها اسناد و قباله هایی به زبان خوارزمی وجود داشته باشد.