ارث

ارث و ميراث در لغت به اموالي گفته مي شود که از مردگان به زندگان انتقال مي يابد. در فقه اسلامي، معناي اين واژه ي گسترش يافته، برخي از حقوق را نيز شامل مي شود؛ مثل حق قصاص، حق فسخ(14) و ... نظر به اين که احکام و فروع مسائل ارث فراوان است و در فقه، کتاب مستقلي به آن اختصاص يافته، در اين جا تنها به بيان کيفيت وراثت زن و شوهر بسنده مي کنيم با يادآوري اين نکته که ؛ موجبات ارث از نظر اسلام بر دو گونه است؛

نسبي که داراي سه مرتبه است؛

  1. پدر و مادر، فرزندان و نوادگان
  2. پدر بزرگ و مادر بزرگ و ديگر اجداد و برادر و خواهر و فرزندانشان
  3. عمو و عمه و خاله و دايي و فرزندانشان و سببي که با زوجيت و ولا، تحقق مي يابد و ولا نيز سه مرتبه دارد؛
  • ولاي عتق (آزاد کردن برده)
  • ولاي ضمان جريره (پيمان بيمه ي حوادث در برابر ارث)
  • ولاي امامت

ارث زن و شوهر

زن و شوهر به موجب زوجيت با دو شرط از يکديگر ارث مي برند؛ 1- زن در عقد دائمي مرد باشد و در ازدواج موقت زن و شوهر از يکديگر ارث نمي برند. 2- زن در قيد زناشويي شوهر باشد.

سهم شوهر

  1. يک چهارم : اگر زن بميرد و اولاد داشته باشد ربع ترکه اش به شوهر مي رسد.(فرق نمي کند که اولاد از همان شوهر يا از شوهر ديگر داشته باشد)
  2. يک دوم: اگر زن بميرد و اولاد نداشته باشد نصف ترکه اش به شوهر مي رسد.
  3. تمام اموال: اگر زن بميرد و غير از شوهرش، وارث نسبي و يا سببي نداشته باشد همه ي ترکه مال شوهر است، خواه امام عليه السلام حاضر باشد يا غايب.

سهم زن

  1. يک هشتم: اگر مرد بميرد و از همان زن يا زن ديگر اولاد داشته باشد هشت يک ترکه اش به زن مي رسد، خواه زنش يکي باشد يا بيشتر، هر قدر باشند همين هشت يک را ميان خودشان به تساوي قسمت مي کنند.
  2. يک چهارم: اگر مرد بميرد و اولاد نداشته باشد چهار يک ترکه به زنش مي رسد خواه يکي باشد يا متعدد و درصورت تعدد چهار يک را ميان خودشان به تساوي قسمت مي کنند.

احکام ارث

  1. فرزندي که ارث زن يا مرد را به نصف کاهش مي دهد، تفاوتي نمي کند که دختر باشد يا پسر، از همين همسر باشد، يا همسر ديگر، از ازدواج دائم باشد يا موقت و فرزند او باشد يا نوه
  2. اگر زني بميرد و هيچ وارثي جز همسرش نداشته باشد، همه ي اموال او به همسرش مي رسد.
  3. مرد ازهمه ي اموال منقول و غير منقول همسرش ارث مي برد، ولي زن از زمين ارث نمي برد، از قيمت زمين نيز نصيبي ندارد، هم چنين از هوايي زمين مانند ساختمان و درخت و مانند آن ارث نمي برد و لي از قيمت آن ها ارث مي برد.
  4. سهم زن يا شوهر از اولويت برخوردار است و پس از جدا کردن سهم او بقيه ي اموال طبق قانون شرع ميان ساير ورثه تقسيم مي شود.
  5. اگر زن بخواهد در چيزي که از آن ارث نمي برد تصرف کند، بايد از ورثه ي ديگر اجازه بگيرد و نيز ورثه تا سهم زن را نداده اند، بنابر احتياط واجب نبايد در بنا و چيزهايي که زن از قيمت آن ها ارث مي برد، بدون اجازه ي او تصرف کنند و چنانچه پيش از دادن سهم زن، اين ها را بفروشند- در صورتي که زن معامله را اجازه دهد - صحيح وگرنه نسبت به سهم او باطل است.
  6. اگر شوهر در حال مرض، عيالش را طلاق دهد و پيش از گذشتن دوازده ماه هلالي بميرد، زن با سه شرط از او ارث مي برد؛

اول: آن که در اين مدت، شوهر ديگر نکرده باشد.
دوم : به واسطه ي بي ميلي به شوهر، مالي به او نداده باشد که به طلاق دادن راضي شود، بلکه اگر چيزي هم به شوهر ندهد، ولي طلاق به تقاضاي زن باشد، باز هم ارث بردنش اشکال دارد.
سوم: شوهر در مرضي که در آن مرض، زن را طلاق داده، به واسطه ي آن مرض يا به جهت ديگر بميرد. پس اگر از آن مرض خوب شود و به جهت ديگري از دنيا برود، زن از او ارث نمي برد.